تجربه زندگی در کانادا

مقدمه
همانطور که می دانید، برای اینکه بتوانیم تصمیمات درستی را در زندگی خود بگیریم، نیازمند شناخت درستی از مسائل پیش رویمان هستیم. گاهی یک تصمییم درباره ی یک تغییر گرفته می شود، تغییری که می تواند بسیار تاثیر گذار باشد و در صورت انجام آن، مسیر زندگی ما را دگرگون سازد. همه ی ما گاهی به تغییراتی که باید در زندگی خود دهیم ، فکر کرده ایم و حتی تصمیماتی هم در این باره گرفته ایم تا بتوانیم زندگی خود را در موقعیت بهتری قرار دهیم.

اما چرا همیشه موفقیت حاصل نمی گردد ؟!!

مهاجرت یک تغییر است
مهاجرت یک تغییر است. یک تغییر بسیار بزرگ. تغییری که می تواند وضعیت شما را بهتر یا بدتر کند. این بستگی به شما دارد. بستگی دارد به چه دلیل مهاجرت می کنید، به کجا مهاجرت می کنید، چقدر پول به همراه خود می برید و برنامه ی شما پس از رسیدن به مقصد چیست.

متاسفانه در ایران، اکثر کسانی که قصد مهاجرت دارند تصویر روشنی از شرایطی که قرار است با آن رو به رو شوند، ندارند ؛ و بیشتر از اینکه به چگونگی زندگی در کشور مقصد فکر کنند، به فکر فرآیند مهاجرت هستند و اینکار را با این استدلال انجام می دهند که هر جایی برویم بهتر از ایران خودمان است . انگار که اینجا آتش روشن کرده اند و شما را مجبور به ترک کشور می کنند. باید بگویم نه، هر جایی بهتر از ایران نیست، حداقل برای شما. حتی کشوری مانند کانادا نیز برای همه افراد جای مناسبی نیست. تجربه زندگی در کانادا این ادعا را اثبات می کند و مدرک آن، افرادی هستند که پس از مهاجرت و تجربه زندگی در کانادا ، مانند یک شکست خورده به کشورمان باز می گردند.

از عوامل بازگشت به ایران می توان به :
عدم توانایی در برقراری ارتباط
نداشتن درک درستی از شرایط آینده
عدم توانایی در به دست آوردن کار مناسب
تنها شدن و از بین رفتن زندگی جمعی
راضی نبودن از جایگاه اجتماعی ای که بعد از مهاجرت به دست می آورید
تفاوت های فرهنگی و عدم تحمل این توانایی ها
عدم توانایی کنترل فرزندان
فکر کردن راجع به شرایط خانواده ی خود در ایران
سختی های آب و هوای سرد برای افرادی که بیماری زمینه ای دارند
و …
چگونه از به وجود آمدن چنین مسائلی جلوگیری کنیم ؟

تحقیق و بررسی کشور کانادا
از نظر فرهنگی
از نظر وضعیت آب و هوایی
به جهت پیدا کردن کار
چگونگی تربیت فرزندان در محیط کانادا

زبان مهم ترین مسئله پس از ورود به کانادا یا هر کشور دیگری می باشد.

زبان یعنی توانایی برقراری ارتباط و تجربه زندگی در کانادا نشان داده است که ضعف در این توانایی به قیمت :

شکست در کار
در روابط عاطفی
در خرید کردن از فروشگاه ها
درگرفتن حق خود
یا حتی اثبات بی گناهیتان در شرایط خاص می باشد.
اگر نتوانید خوب صحبت کنید، نمی توانید پیشرفت کنید و حتی نمی توانید جایگاه خود را حفظ کنید. مخصوصا در محیط کار . یک از حیاتی ترین مسائل برای زندگی در کانادا داشتن کار است و اگر چند ماه بی کار باشید باید فشار زیادی را متحمل شوید.

سطح زبان و سرعت استخدام
تجربه زندگی در کانادا نمایان گر آن است که مهارت در زبان، ارتباط مستقیمی در سرعت استخدام دارد و ضعف در این مهارت شما را مجبور به انجام کار هایی می کند که نمی خواهید.

به عنوان مثال شما ۱۰ سال در ایران مهندس بوده اید. و حالا در کانادا به دلیل ضعف در مهارت های زبان خود نمی توانید آن جایگاه پیشین خود را در اینجا هم داشته باشید. پس به ناچار مجبور به کار در فست فود و رستوران یا هر کار سطح پایین دیگری می شوید. که باب میل شما نیست و به عزت نفس شما لطمه وارد می کند.

در اینجاست که شما به سرعت به یاد ایران می افتید و احتمال زیاد تصمیم به بازگشت میگیرید .

این را هم بگویم وقتی صحبت از مهارت در زبان می شود منظور نمره ی آیلتس شما نیست. چه بسیار اند افرادی که سال ها درس زبان انگلیسی خوانده اند، ولی حتی نمیتوانند به راحتی صحبت کنند.اگر بخواهید که در یک محیط زندگی کنید ، نیاز دارید افراد مختلف به شما اعتماد کنند تا با شما تعامل داشته باشند.تجربه زندگی در کانادا نشان می دهد که نداشتن مهارت زبان کافی، دلیل اصلی تنهایی ای است که بسیاری از مهاجران به آن دچار میشوند.

یک باور غلط
اینکه فکر میکنیم زندگی در یک محیط باعث این می شود که شما زبان آنجا را در عرض چند ماه یاد بگیرید، یک تصور غلط است.همانطور که می دانید اغلب ما ایرانی ها تا مجبور نباشیم کاری را انجام نمی دهیم.تجربه زندگی در کانادا گویای ان است که یادگیری زبان حتی در خود کشور کانادا نیز همینطور است .شاید بگویید :خب پس از ورود به آن جا مجبور به یادگیری هستم و زبانم به سرعت پیشرفت می کند.اما اینگونه نیست.تجربه زندگی در کانادا نشان می دهد که این بسیار بستگی به شرایط شما دارد .

تصور کنید شما کار نمی کنید ( ممکن است شما خانومی باشید که همسرتان در کانادا کار می کند )و از مغازه های ایرانی خرید خود را انجام می دهید، به رستوران های ایرانی می روید و دوستان ایرانی پیدا می کنید. خب حالا خودتان بگویید، چه دلیلی دارد زبان شما تقویت شود ؟؟؟

اهمیت برنامه ریزی بر هیچکس پوشیده نیست.

شما باید بدانید دقیقا چه میخواهید یا بهتر بگویم ، باید بدانید دقیقا به چه علت مهاجرت می کنید وبا این کار در تلاش برای به دست آوردن چه زندگی ای هستید.

پس از اینکه فهمیدید دقیقا چه میخواهید باید ببین برای رسیدن به خواسته های خود، می بایستد چه راه هایی را انتخاب کنید و از چه ابزاری برای پیمودن این مسیر ها استفاده کنید.

سرزمین آرزو ها
افراد زیادی هستند که کانادا را کشوری رویایی و سرزمین آرزوهای خود می دانند. در فکر آن ها، این است که به کانادا بیایند، در خانه بنشینند، تخمه بشکنند و منتظر حقوق بیکاری از سوی دولت باشند.

اگر چنین جایی موجود باشد، همین الان دست از نوشتن این مقاله می کشم و به آن جا می روم. درست است که رنگ آبی آسمان کانادا با آسمان ایران متفاوت است ( آسمان کانادا کمی آبی تر است، به دلیل تمیز تر بودن هوا) اما بعضی موارد وجود دارد که در همه جا یکسان است .

برای مثال :

داشتن کار
اختلافات فرهنگی
مسائل مربوط به تربیت فرزندان
تجربه زندگی در کانادا نشان داده است که این موارد همگی دست به دست هم میدهند تا فشار زیادی را بر شما وارد سازند، مگر آنکه شما از قبل آماده ی آن هاباشید و برای حل این موانع از قبل طرح و برنامه ای عملی و حساب شده فراهم کردهباشید.

یک برنامه ریزی کامل
داشتن یک برنامه ی کامل از تمامی مراحلی که باید حداقل درسال اول پس از مهاجرت طی کنید می تواند تجربه زندگی در کانادا را بسیار لذت بخش سازد. این را هم بگویم که طرح ریزی برای چنینبرنامه ای کاری پر زحمت و زمان بر ولی در عین حال ارزشمند است.

از اصول اولیه ی برنامه ریزی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

شناخت درست از نقطه ای که در ان قرار داریم
تهیه ی گذارشی از وضعیت موجود
هدف گذاری
تمام اقدام‌هایی که شما را از نقطه‌ی فعلی به نقطه‌ی هدف می‌رساند
ارزیابی مدام خود تا رسیدن به هدف
و …

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • chat
    یک نظر ارسال کنید